دانلود کتاب فروافتادگان ماکسیم گورکی
تقریبا هر روز پنجشنبه پیش از نماز بعدازظهر در یک خانه کهنه و کثیف که از آن پتونیکو دکاندار بود فریادهای خشمگین زنی از پنجره زیرزمینی وارد حیاط تنگی میشد که هر نوع خردهریزی را در آنجا انبار کرده بودند و در آنجا مستراحهای چوبیای قرار داشت که از بس کهنه بود دیگر سر پا نمیایستاد. زنی با صدای گرفته ریزی فریاد کرد:- دست نگهدار! دست نگهدار! ای مست!صدای بم مردی جواب می داد:- ول کن- ولت نمی کنم، نمی گذارم! آدمکش!- اینها چرند است! باید ول کنی!- مرا بکش! ول نمی کنم!- تو، مزخرف می گویی! کافر!- آه! به ارواح اجدادم مرا کشت... آه به ارواح اجدادم!...
دانلودآنلایندانلودنسخه الکترونیکیفرمت:PDFتعداد صفحات:117