خلاصه کتاب کلبه عمو تم

خلاصه کتاب کلبه عمو تم

بخشی از رمان کلبه عمو تم:
«در یک بعدازظهر سرد اواخر زمستان، دو مرد در شهری در ایالت کنتاکی دور از چشم دیگران مشغول نوشیدن شراب بودند. آنها در اتاق ناهارخوری زیبا و مجللی نشسته و صندلی‌هایشان را نزدیک هم کشیده بودند. به نظر می‌رسید درباره موضوعی بسیار مهم و جدی بحث می‌کنند.
اگرچه ما تا اینجا از دو آقا صحبت کردیم، اما یکی از آنها وقتی با دقت نگاه می‌کردید، چندان شبیه یک آقای متشخص نبود. او مردی کوتاه قد و تنومند بود با چهره‌ای معمولی و زمخت. رفتارش متکبرانه بود، انگار که می‌خواست به زور خودش را در جامعه بالا بکشد. لباس‌هایش بیش از حد شیک و پر زرق و برق بود؛ جلیقه‌ای رنگارنگ پوشیده و دستمال گردن آبی رنگی با خال‌های زرد به گردن بسته بود. گره دستمال گردنش طوری بود که انگار می‌خواست خودنمایی کند. دست‌های بزرگ و زمختش پر از انگشتر بود و زنجیر ساعت طلای سنگینی به همراه مهرهای بزرگ و رنگارنگ با خود حمل می‌کرد. هنگام صحبت، عادت داشت این زنجیر و مهرها را با غرور تکان دهد و به صدا درآورد. حرف زدنش پر از غلط‌های دستوری بود و گاه و بیگاه از کلمات زشت و ناپسند استفاده می‌کرد. نویسنده ترجیح می‌دهد حتی برای توصیف دقیق‌تر، این کلمات را بازگو نکند.»

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل