هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم

هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم

کتاب با سه پیوست: «درباره ساختار توپ مرواری» «فشرده داستان توپ» و «بخش‌هایی از صد خطابه میرزا آقاخان کرمانی» و در دو فصل با عنوان‌های: «تجدّد و ناسیونالیسم» و «جهان نوشته‌ها» و در شش بخش با عنوان‌های: «از باغ تا متن ادبی»، «هدایت و ناسیونالیسم»، «جمال‌زاده و هدایت»، «داستان‌ها و نمایشنامه‌ها »، «ساختار بوف کور و ناسیونالیسم» و «در برزخ بوف کور» منتشر شد.
«هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» نقد و بازخوانی متفاوتی است از بوف کور و دیگر نوشته‌های هدایت در متن تاریخ و فرهنگ عصر تجدّد «ناسیونالیسم» به عنوان یکی از مهم‌ترین مضمون‌های نوشته‌های هدایت، بحث محوری کتاب است.
نقد بوف کور با این سخن پایان می‌گیرد:
"گوئی راوی بوف کور همچون هدایت در برزخ سنت و مدرنیسم و در سایه شوم یاسی ویرانگر ، امیدی به اینده، امیدی به احیاء گذشته پر شکوه و امیدی به بازیابی کوزه راغه ندارد. خاطره مرگبارآن عشق پر شکوه به گذشته چون وزن مرده‌ای هم بر سینه هدایت و هم بر سینه راوی بوف کورسنگینی می‌کند، همچنان".
پرسش من این است : اگر هدایت امیدی به اینده نداشت و به احیاء گذشته پر شکوه، آیا ضرورتی می‌دید که شاهکار بوف کور را خلق کند؟ و خود این نوشتن پیامی و امیدی با خود ندارد؟

برای مشاهده محصول روی دکمه زیر کلیک کنید.

📥 مشاهده و دریافت فایل

🏷️ برچسب‌های مرتبط: